چگونه در اوایل رابطه عاطفی از ارزش‌های اساسی خود حرف بزنیم؟

روابط عاشقانه به خودی خود چالش برانگیز هستند، به ویژه زمانی که شما قلب خود را در دستانتان گرفته اید و با شریک زندگی خود روراست هستید. زمانی که با فرد جدیدی آشنا میشویم، اغلب احساسات شدید شیفتگی و جاذبه را تجربه میکنیم؛ در نتیجه، اغلب فراموش می کنیم که سازگاری او را بررسی کنیم – تجربه احساسات رمانتیک و علایق مشترک لزوما به معنی سازگاری دو فرد با یک دیگر نیست. وقتی در ابتدای رابطه به دنبال سازگاری هستیم، معمولا به علایق مشابه توجه میکنیم. شاید شما بخواهید با شخصی ارتباط برقرار کنید که مشابه شما عاشق سگ است، از فوتبال لذت می برد و اوقات فراغت زیادی را صرف فعالیت های بدنی در فضای باز می کند. اینها همه ویژگی های فوق العاده ای هستند، اما وقتی دچار آسیب جسمی می‌شوید یا به هر دلیلی دیگر قادر نیستید به علائق مشترک‌تان بپردازید، چه اتفاقی می افتد؟ آیا رابطه شما به خطر می افتد زیرا شما نقطه اشتراک رابطه که همان فعالیت های مشترک بوده را از داده اید؟ علایق و سرگرمی ها با گذشت زمان تغییر می کنند، اما ارزشهای اساسی تغییر نمی‌کند. صحبت در مورد ارزش های اساسی خود در اوایل رابطه به دلایل زیادی بسیار مهم است. دلیل اصلی این است که شما نمی‌خواهید زمان و احساسات خود را صرف رابطه‌ای کنید که بر اساس نداشتن ارزشهای اساسی مشابه دوام نخواهد آورد.

 

ارزش‌ اساسی رابطه چیست؟

ارزشهای اساسی در یک رابطه، باورهای هدایت کننده‌ای هستند که حرفها اعمال و احساسات شما را هدایت می‌‌کنند. دیدگاه شما درباره خود و سایر افراد و جهان پیرامون شما را تشکیل می‎‌دهند. به طور خلاصه ارزشهای اساسی، پایه و اساس نحوه زندگی شما هستند.

 

چرا ارزش های اساسی در یک رابطه اهمیت دارند؟

در یک رابطه عاشقانه سالم، هر همسر با افراد دیگری (مانند دوستان ، همکاران ، اعضای خانواده و غیره) در ارتباط است که نقش های مختلفی ایفا می‌کنند؛ ارتباط با دیگران نیازهای فردی دیگر همسران را برآورده می‌کند که همسرشان قادر به برآورده کردن آنها نیست. همسر شما همیشه نمی‌تواند همراه سفر، مراقب، محرم، پشتیبان مالی، والد و معشوق شما باشد. بنابراین داشتن افراد دیگر در زندگی برای برآوردن این نیازها ضروری است. با این حال، همسر شما باید بتواند ارزش های اساسی شما را برآورده کند. بدون شک در روابط عاطفی چالش هایی به وجود میآیند که شما باید با آنها روبهرو شوید. داشتن ارزشهای اساسی سازگار و مشابه شما را با قدرت و رفاقت لازم برای حل مشترک این موانع مسلح می‌کند. علایق مشترک و جذابیت های اولیه به‌مرور محو می شوند و دوباره ظاهر شوند، اما ارزشهای اساسی همیشه وجود خواهند داشت.

نمونه های متداول ارزش های اساسی:

  • اعتماد
  • خانواده
  • مسئولیت پذیری
  • نحوه بروز خشم
  • اعتقادات مذهبی
  • همدلی
  • مسائل مالی
  • وفاداری

چگونه ارزشهای اساسی خود را مشخص کنیم؟

ارزش های خود را با درون نگری صادقانه مشخص کنید. این تمرین برای تعیین چیزی که شما، آرزو میکنید باشید نیست، بلکه بیشتر مستلزم این است که به عمق وجود خودتان بنگرید و بدون هیچ قضاوتی، چیز‌هایی که بیشترین اهمیت را برای شما دارند را کشف کنید.

چه چیزی بیشترین احساس “من بودن” را در شما ایجاد می کند؟ چه چیزی باعث می شود احساس رهایی یا شادی کنید؟  اگر آن چیز بازی با بچه هاست، شاید یکی از ارزش های اساسی شما خانواده باشد. اگر دوست ندارید برای دیگران- حتی بهترین شرکت دنیا -کار کنید، شاید برای خودمختاری ارزش قائل باشید. اگر هر ماه با کنار گذاشتن پول برای آینده برنامه ریزی می کنید، شاید برای آزادی مالی ارزش قائل باشید.

اگر شما و شریک زندگی‌تان ارزشهای اساسی مشابه‌ای نداشته باشید، ارزش های اساسی هریک از شما میتواند در رابطه اختلال ایجاد کند.

دانستن ارزشهای اساسی خودتان به شما کمک می‌کند تا بفهمید ارزشهای اساسی دیگری با ارزشهای شما همسان است یا نه.

اگر از ارزش های اساسی خود آگاه نباشید، یافتن همسری که واقعاً با او سازگار هستید دشوار خواهد بود.

 

چه زمانی باید درباره ارزشهای اساسی خود صحبت کنید؟

شما باید به مرور زمان و به آرامی با ارزش های اساسی فردی که ملاقات میکنید آشنا شوید. فرض کنید بعد از اولین قرار ملاقات متوجه میشوید که احساس مشترک علاقمندی بین شما شکل گرفته است و در نتیجه هر هفته یکدیگر را ملاقات می کنید. در چنین حالتی، شما باید به تدریج از ارزشهای اساسی بپرسید و در مورد آنها صحبت کنید. میتوانید در مورد خانواده بپرسید؟ آیا او به دیدار خانواده خود می‌رود؟ آیا او به صورت روتین با اعضای خانواده خود در ارتباط است؟ این سوالات می‌تواند مشخص کند که آیا به خانواده خود نزدیک است، به ارزش‌های قوی خانوادگی اعتقاد دارد یا علاقه ای به بچه دار شدن در آینده ندارند، نشان دهد. بخشی از آشنایی با فردی که با او ملاقات می کنید به این معنی است که به رفتار او توجه کنید. شما دائماً از او سوال می‌پرسید و به دنبال نشانه هایی از ارزش‌های مشترک هستید. اما در کنار آن مراقب نحوه برخوردش با خودتان باشید، به ویژه هنگامی که در شرایط سختی قرار دارد. آیا عصبانی می شود؟ آیا شما را از خود می‌راند؟ آیا نیاز دارد برای کنار آمدن با احساساتش تنها باشد؟ آیا به شدت وابسته است؟ ارتباط برقرار کردن یک ارزش اساسی است که برای بسیاری از افراد مهم است. هرچه سوالات بیشتری بپرسید و زمان بیشتری را با همسر خود بگذرانید باید به بتوانید تشخیص دهید که آیا ارزش های اساسی شما با ارزش های اساسی شریک زندگی شما مطابقت دارد یا خیر.

همچنین این ایده‌ی عاقلانه است که در مورد ارزشهای اساسی مستقیم و صریح صحبت کنید. و این گفتگو هرچه زودتر انجام شود بهتر است. می‌توانید در یک مکالمه معمولی فقط با پرسیدن اینکه آیا او مذهبی هست؟، آیا می خواهند در آینده  فرزند داشته باشند؟ و چه ارزشهایی برای آنها مهم است از شریک عاطفی خود سوال کنید. از وی در مورد روابط عاشقانه گذشته، دوستی‌ها و روابط خانوادگی بپرسید. از او در مورد اهداف شغلی بپرسید و نحوه برخوردش با شرایط چالش برانگیز را جویا شوید. همچنین توجه به این موارد اهمیت زیادی دارد: او چگونه به این سوالات پاسخ می‌دهد و چطور درباره ارزش‌های اساسی خود صحبت می‌کند. آیا با بهانه گیری یا تغییر موضوع، از پاسخ به سوال شما خودداری می‌کند؟ یا  بلافاصله و با مثال‌های مشخص پاسخ می‌دهند؟ آیا  گارد می‌گیرد و تعجب می‌کند که چرا اینقدر سوالات شخصی می‌پرسید؟ آیا آنها به این سوالات بیش از حد مشتاقانه و با پاسخ های کامل پاسخ می دهند؟

صرف نظر از تفاوتها یا شباهت‌های شما با شریک زندگی‌تان، تقریباً مسلم است که شما ارزشهای یکسانی را به اشتراک نمی‌گذارید، و این اشکالی ندارد. اما بیان ارزشهایی که برای شما اهمیت دارند، می تواند به شما کمک کند بفهمید که به عنوان یک همسر ایده‌ال چه ویژگی هایی برای شما مهم است و آیا شریک زندگی شما نیز این ارزشها را دارد یا خیر