فجایع انسانی معمولا به شکلی غیره منتظره و طاقت فرسا رخ میدهند و به دلیل ماهیت ناگهانی ، دردناک و آسیب زای آنها، افرادی که در حال تجربه این فجایع هستند احساس ناتوانی، درماندگی،  داشته و احساس میکنند زیر بهمنی از اطلاعات و احساسات ناخوشایند گیر افتاده اند.

وقتی ذهن  با یک اتفاق ناگهانی و آسیب زا روبرو می شود و هیچ اقدامی برای کاهش اضطراب و نگرانی ناشی از اضطراب مقدور نیست، مناطق مغزی که به طور معمول تهدیدات را شناسایی می کنند بیش از حد فعال می شوند و باعث می شوند فرد احساس امنیت نکند و در زندگی پیش بینی های منفی داشته باشد.

بنا بر تحقیقات متعدد، تروما اثرات طولانی مدتی بر روان انسان دارد. به عنوان مثال، یک مطالعه عصبی بر روی گروهی از افراد که در نزدیکی مرکز تجارت جهانی در نیویورک در جریان حملات 11 سپتامبر 2001 زندگی می کردند ، نشان داد که آنها تا پنج سال پس از حادثه همچنان تحت تاثیر اثرات منفی آن بودند. (گانزل و همکاران ، 2007).

تجربه استرس و به واسطه آن ترشح بیش از حد و طولانی مدت هورمون کورتیزول در بدن میتواند منجر به مشکلات جسمی قابل توجهی نظیر مشکلات قلبی-عروقی و مشکلات سیستم ایمنی بدن شود.

بهبود شرایط پس از  تروما

روند بهبود پس از تروما ممکن است منجر به تجربه  شدید احساسات ناخوشایند نا امیدی و ترس شود.( پشت سر گذاشتن تروما نیازمند مواجه شدن با احساسات ناخوشایند آن است.) و اگر این احساسات برای مدت طولانی وجود داشته باشد و در عملکرد فرد تداخل ایجاد کند، مهم است که از یک متخصص روان‌درمانی کمک بگیرید.

برخی از واکنش های متداول کسانی که در معرض یک فاجعه قرار گرفته اند عبارتند از:

  • احساسات شدید یا غیرقابل پیش بینی: برخی افراد ممکن است دچار تغییرات خلقی ، تحریک پذیری و اضطراب شوند.
  • تغییر در الگوهای فکری / رفتاری: افراد ممکن است خاطرات زنده و تکرار شونده و از تجربه ناخوشایند داشته باشند. گاهی اوقات این بازگشت خاطرات به طور غیر منتظره رخ میدهند و اغلب باعث واکنش های جسمی مانند تپش قلب، تعریق و بر افروختگی می شوند. همچنین ، افراد ممکن است در تمرکز و تصمیم گیری مشکل داشته باشند.
  • اختلال در خواب و غذا خوردن: بعضی از افراد ممکن است پرخوری کنند یا بیش از حد بخوابند، در حالی که دیگران ممکن است کم اشتها و بی خوابی را تجربه کنند.
  • حساسیت به عوامل محیطی: برخی از افراد در برابر صداهای بلند به خصوص آژیرخطر یا هر محرک محیطی که خاطرات فاجعه را به یاد می آورد ، واکنش منفی نشان دهند.
  • بروز مشکلات در روابط بین فردی: ممکن است درگیری های بین فردی افزایش یابد ، مانند اختلاف نظر با اعضای خانواده. یا به راحتی از رفتار دیگران آشفته شوند. برخی از افراد ممکن است از خانواده و دوستان خود و از فعالیت های اجتماعی کناره گیری کنند.
  • علائم جسمی مرتبط با استرس: بروز علائم جسمی مرتبط با استرس مانند حالت تهوع، سردرد و درد قفسه سینه پس از یک فاجعه بسیار معمول است. برخی از این علائم ممکن است نیاز به مراقبت پزشکی داشته باشند.

تعیین دقیق اینکه چه مدت ممکن است طول بکشد تا افراد تجربه آسیب زای یک فاجعه رهایی را پشت سر بگذارند، دشوار است، زیرا عوامل درونی و محیطی بی شماری در مورد هر فرد وجود دارد، مانند وضعیت روانشناختی فرد پیش از بروز حادثه، یا کیفیت حمایت میان فردی در دسترس.

با این حال ، روش های زیادی وجود دارد که در آن فرد می تواند بهزیستی روانشناختی خود را تقویت کند و به پس از بروز حادثه

مجددا احساس کنترل بر زندگی خود را به دست آورد:

 

  • به خودتان دوره ای را برای عزیزان از دست رفته عزاداری کنید.
  • افراد مختلف با سرعت متفاوتی با آسیب های تروما کنار میآیند در نتیجه برای پشت سر گذاشتن این دوره عجله نکنید.
  • برخی برای پشت سر گذاشتن این دوره به دنبال این هستند که خود را با افرادی که به آنها اهمیت می دهند محاصره کنند یا به دنبال حمایت و درک شدن هستند(. حمایت اجتماعی نه تنها یک عامل محافظ برای سلامت کلی روان است بلکه برای بهبودی پس از یک تجربه آسیب زا نیز بسیار مهم است.)
  • در برخی از موارد انتقال تجربه به هر شکل ممکن میتواند به افراد کمک کند تا احساس کنترل بر زندگی را مجددا به دست آورند ، مانند گفتگو با خانواده و دوستان ، نوشتن در یک دفترچه خاطرات و انجام کارهای خلاقانه مانند نقاشی ، طراحی ، عکاسی یا سفالگری و غیره.
  • انجام رفتارهای سالم که توانایی فرد در کنار آمدن با استرس آسیب زا را افزایش می دهد ، مانند رژیم غذایی متعادل و فعالیت بدنی و استراحت کافی.
  • همچنین پرهیز از مصرف الکل یا مواد مخدر به این دلیل که می توانند منجر به تشدید احساسات ناخوشایند شده و پشت سر گذاشتن آسیب ناشی از تروما را دشوار تر کند.

 

 

تحقیقات نشان داده است که اکثر مردم از مقاوم لازم در برابر فجایع زندگی برخوردار هستند و با گذشت زمان قادر به بازگشت به زندگی هستند. برخی حتی رشد شخصی را در پی بحران گزارش کرده اند. دیگران گرایش بیشتر به معنویت را تجربه کرده اند و همچنین از خانواده ، دوستان و زندگی بیشتر قدردانی می کنند. با این حال ، اگر قربانیان یا اعضای خانواده آنها الگوی پایداری را در احساس پریشانی یا ناامیدی که در عملکرد و مسئولیت های عادی روزمره اختلال ایجاد کند تجربه میکنند ، بهتر است که  در اسرع وقت به  متخصصان روان درمانی مراجعه شود.